فتر
(فَ) [ ع. ] (اِمص.) ضعف، سستی.
(ق) [ روس. ] (اِ.) = فانسقه. فانسخه: کمربند یا حمایل چرمی که در خانههای آن فشنگ جا میدهند.
(بِ گِ) [ انگ. ] (اِ.) مادهای مرکب از الیاف شیشه و رزینهای پلیمری که در ساختن اشیاء مختلف از آن استفاده میشود، فیبر شیشه.
(یِ) [ ع. فائض ]
۱- (اِفا.) فیض دهنده، فیض رساننده.
۲- (اِ.) آبی که پس از از پُر شدن ظرف از اطراف آن فرو میریزد.