اسم

فایض

(یِ) [ ع. فائض ]
۱- (اِفا.) فیض دهنده، فیض رساننده.
۲- (اِ.) آبی که پس از از پُر شدن ظرف از اطراف آن فرو می‌ریزد.

    فایقه

    (یِ قِ) [ ع. فائقه ] (اِفا.) مؤنث فائق، زنی که از حیث جمال بر همگان برتری داشته باشد. ؛ احترامات ~ احترامات عالیه.

      فایل

      [ انگ. ] (اِ.) محفظه‌ای کشویی برای نگه داری پرونده‌ها، پَروَنجا. (فره).

        فتا

        (فَ) [ ع. فتاء ]
        ۱- (مص ل.)جوان شدن.
        ۲- کَرَم کردن.
        ۳- (اِمص.) جوانی.
        ۴- کَرَم، جوانمردی.

          فتات

          (فُ) [ ع. فتاه ] (اِ.)
          ۱- ریزه و شکسته از هرچیز.
          ۲- ریزه نان.

            فانوسقه

            (ق) [ روس. ] (اِ.) = فانسقه. فانسخه: کمربند یا حمایل چرمی که در خانه‌های آن فشنگ جا می‌دهند.

              فانی

              [ ع. ] (اِفا.)
              ۱- نابود شونده، نیست شونده.
              ۲- ناپایدار، بی ثبات.

                Scroll to Top