فتر
(فَ) [ ع. ] (اِمص.) ضعف، سستی.
(یِ) [ ع. فائض ]
۱- (اِفا.) فیض دهنده، فیض رساننده.
۲- (اِ.) آبی که پس از از پُر شدن ظرف از اطراف آن فرو میریزد.
(یِ قِ) [ ع. فائقه ] (اِفا.) مؤنث فائق، زنی که از حیث جمال بر همگان برتری داشته باشد. ؛ احترامات ~ احترامات عالیه.
(ق) [ روس. ] (اِ.) = فانسقه. فانسخه: کمربند یا حمایل چرمی که در خانههای آن فشنگ جا میدهند.