اسم

عوالم

(عَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ عالَم.
۱- جهان‌ها.
۲- حالات مخصوص.

    عوام

    (عَ مّ) [ ع. ] (اِ.) جِ عامه ؛ همه مردم.

      عوامل

      (عَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ عامله، کارگران.

        عوان

        (عَ) [ ع. ] (اِ. ص.)
        ۱- میانه سال.
        ۲- در فارسی به معنای نگهبان، پاسبان.

          عواید

          (عَ یِ) [ ع. عوائد ] (اِ.) جِ عائده ؛
          ۱- در – آمدها، مداخل.
          ۲- فواید، منافع.

            عوا

            (عَ وّ) [ ع. ] (اِ.)گاوران ؛ نام یکی از صورت -‌های فلکی جنوبی به شکل مردی ایستاده که عصایی در دست دارد.

              عوار

              (عَ یا عِ یا عُ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- عیب، عیب و عار.
              ۲- دریدگی و پارگی در پارچه یا جامه.

                عوارض

                (عَ رِ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- جِ عارضه. حادثه، پیشامد.
                ۲- بیماری.
                ۳- در فارسی به معنای مالیات، باج.

                  Scroll to Top