اسم

عهدنامه

(مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) ورقه‌ای که در آن شرایط پیمان را نویسند و امضا و مهر کنند، پیمان نامه.

    عنبر

    (عَ نْ بَ) (اِ.)
    ۱- ماده‌ای خوش بو که از شکم نوعی ماهی به همین نام به دست می‌آید.

      عنبیه

      (عِ نَ یِّ) [ ع. عنبیه ] (اِ.) پرده‌ای است در چشم شبیه دیافراگم در دوربین عکاسی که میزان ورود نور به چشم را تنظیم می‌کند. رنگ عنبیه در افراد متفاوت است.

        عنت

        (عَ نَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) به رنج و دشواری افتادن.
        ۲- هلاک شدن.
        ۳- (اِمص.) تباهی، نیستی.

          عنصر

          (عُ نْ صُ) [ ع. ] (اِ.)۱ – اصل، بن.
          ۲- ماده، جسم بسیط.
          ۳- جسمی که قابل تجزیه به عنصر دیگر نباشد.

            Scroll to Top