اسم

عمه

(عَ مِّ) [ ع. عمه ] (اِ.) خواهر پدر.

    علیق

    (عَ لِ) [ ع. ] (اِ.) خوراک چهارپایان.

      علیون

      (عِ لِّ ی ّ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ عِلّیُ.
      ۱- بلندی -‌ها.
      ۲- عالی ترین درجات بهشت.
      ۳- ملکوت اعلی.

        عماد

        (عِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- تکیه گاه.
        ۲- بنای بلند.

          عمارت

          (عِ رَ) [ ع. عماره ]
          ۱- (مص م.) بنا کردن، آباد کردن.
          ۲- (اِمص.) آبادانی، تعمیر.
          ۳- (اِ.) ساختمان. ج. عمارات.

            عماری

            (عَ) [ ع. عَمّاریه ] (اِ.) کجاوه، محمل، هودج.

              عمال

              (عُ مّ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ عامل ؛ کارگزاران، گماشتگان.

                عمامه

                (عِ مِ) [ ع. عمامه ] (اِ.) دستار، پارچه‌ای دراز که دور سر پیچند.

                  Scroll to Top