اسم

عمد

(عَ مَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی قایق که از تنه درخت و ریسمان می‌ساختند.

    علیق

    (عَ لِ) [ ع. ] (اِ.) خوراک چهارپایان.

      علیون

      (عِ لِّ ی ّ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ عِلّیُ.
      ۱- بلندی -‌ها.
      ۲- عالی ترین درجات بهشت.
      ۳- ملکوت اعلی.

        علی

        (عُ لا) [ ع. ] (اِ.) شرف، رفعت، بزرگواری.

          علیا

          (عُ لْ) [ ع. ]
          ۱- (ص.) جای بلند.
          ۲- (اِ.) آسمان.
          ۳- سر کوه.

            علل

            (ع لَ) [ ع. ] (اِ.) جِ علت ؛ سبب‌ها.

              علم

              (ع ِ لْ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) دانستن.
              ۲- یقین داشتن.
              ۳- (اِمص.) دانش، آگاهی. ج. علوم.

                علم

                (عَ لَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- نشانه، نشان.
                ۲- پرچم، رایت.
                ۳- بزرگ و مهتر قوم.
                ۴- نامی، مشهور.
                ۵- نقش ونگار جامه.
                ۶- صلیب مانندی از فلز با تزئینات خاص که ماه محرم هنگام عزاداری پیشاپیش دسته حرکت می‌دهند.

                  Scroll to Top