اسم

عمو زنجیرباف

(عَ زَ) (اِمر.) بازی جمعی کودکانه که در آن بازیکنان دست یکدیگر را می‌گیرند و با گفتن جمله‌هایی به دور یکی از بچه‌ها که در وسط نشسته می‌چرخند و همین طور همه به نوبت در وسط حلقه‌ای که تشکیل داده می‌نشینند.

    عمده

    (عُ مْ دِ) [ ع. عمده ] (اِ.)
    ۱- تکیه گاه.
    ۲- مهم، برجسته.
    ۳- در فارسی به معنی کلی و بسیار.

      عمر

      (عُ مْ) [ ع. ] (اِ.) زندگانی، مدت زندگانی. ؛ ~ نوح کنایه از: عمر طولانی.

        عمران

        (عُ مْ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) آباد کردن.
        ۲- (اِمص.) آبادانی، آبادی.

          عمره

          (عُ مْ رِ) [ ع. عمره ] (اِ.) از اقسام حج که اعمال آن کمتر از حج تمتع می‌باشد.

            عمری

            (عُ) [ ع. ] (اِ.) آن چه که شخصی برای دیگری قرار می‌دهد در مدت طول عمر خود یا طول عمر طرف، نوعی حق انتفاع است به موجب عقدی از طرف مالک برای تمام مدت عمر یکی از طرفین معامله یا شخص ثابت.

              عمل

              (عَ مَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- رفتار، کردار. ج. اعمال.
              ۲- شغل دیوانی، بخصوص در امور مالی.
              ۳- در موسیقی به معنی، بدیهه نوازی، ترکیب آهنگ.

                عمله

                (عَ مَ لِ) [ ع. عمله ] (اِ. ص.)
                ۱- ج. عامل.
                ۲- در فارسی به معنی کارگر، مزدبگیر.

                  Scroll to Top