علاء
(عَ) [ ع. ] (اِمص.) بزرگی، شرف، بلندی.
(عَ قِ) [ ع. علاقه ]
۱- (مص م.) دوست داشتن.
۲- (اِمص.) دوستی.
۳- پیوند، ارتباط، وابستگی. جِ علائق.
(عِ قِ) [ ع. علاقه ] (اِ.)
۱- رشته و بندی که چیزی را به آن بیآویزند.
۲- بند کمان و تازیانه.
۳- میوهای که از درخت آویزان باشد؛ جِ علائق.
(عَ مَ) [ ع. علامه ] (اِ.)
۱- نشان، نشانی.
۲- در فارسی به معنای پرچم، درفش.
۳- صلیب مانندی ساخته شده از آهن با تزئینات مخصوص به خود که در محرم هنگام عزاداری پیشاپیش دسته حرکت میدهند.
(عَ کْ) [ ع. ]
۱- (مص م.) برگرداندن، وارونه کردن.
۲- تابیدن.
۳- (اِ.) تصویر انسان یا هر چیز دیگری که توسط دوربین عکاسی گرفته میشود.