اسم

علاقه

(عِ قِ) [ ع. علاقه ] (اِ.)
۱- رشته و بندی که چیزی را به آن بیآویزند.
۲- بند کمان و تازیانه.
۳- میوه‌ای که از درخت آویزان باشد؛ جِ علائق.

    عقیدت

    (عَ دَ) [ ع. عقیده ] (اِ.) باور، فکر، آن چه که انسان به آن باور دارد.

      عقیده

      (عَ دَ یا دِ) [ ع. عقیده ] (اِ.) نک عقیدت.

        عقیق

        (عَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی سنگ قیمتی به رنگ‌های گوناگون که نوع بهتر آن سرخ رنگ است.

          عقیله

          (عَ لَ) [ ع. عقیله ] (اِ.)
          ۱- زانوبند شتر، پای بند.
          ۲- مانع و گره در کار.

            عکاس

            (عَ کّ) [ ع. ] (اِ. ص.) آن که شغلش عکس برداری است.

              عقلا

              (عُ قَ) [ ع. عقلاء ] (اِ. ص.) جِ عاقل ؛ خردمندان.

                Scroll to Top