اسم

طواحن

(طَ حِ) [ ع. ] (اِ.) جِ طاحنه ؛ دندان‌های آسیا.

    طواف

    (طَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) گرد چیزی گشتن.
    ۲- دور خانه خدا گشتن.
    ۳- (اِمص.) گردش، دور.

      طوبی

      (~.) [ معر. ] (اِ.)
      ۱- خیر و خوشی، سعادت.
      ۲- بهشت.
      ۳- نام درختی در بهشت.

        طور

        (طَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- نوع، صنف.
        ۲- حالت، چگونگی.
        ۳- حد، اندازه.

          طنین

          (طَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) بانگ کردن مگس، ناقوس و…
          ۲- (اِ.) بانگ، صدا.
          ۳- نوسانات فرعی صدا، پژواک.

            طهارت

            (طَ رَ) [ ع. طهاره ]
            ۱- (مص ل.) پاک گردیدن.
            ۲- غسل کردن، وضو گرفتن.
            ۳- (اِ مص.) پاکی.

              طهر

              (طُ هْ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) پاک شدن.
              ۲- پاک شدن زن از حیض.
              ۳- (اِمص.) پاکی.

                طو

                [ تر. ] (اِ.) ضیافت، جشن.

                  طمیم

                  (طَ) [ ع. ] (اِ.) برد سپید که مشاهد مشرفه را بدان می‌پوشانیدند و از آن لباس فاخر می‌کردند و نیز کفن مرده می‌ساختند.

                    Scroll to Top