اسم

طره

(طُ رَّ) [ ع. ] (اِ.)۱ – کناره هر چیزی، حاشیه.
۲- زلف، موی پیشانی.
۳- نقش و نگارجامه.
۴- حاشیه کتاب.

    طروب

    (طُ) [ ع. ] (اِ.) جِ طرب ؛ شادی‌ها.

      طرید

      (طَ) [ ع. ]
      ۱- (ص.) مطرود، رانده شده.
      ۲- (اِ.) سخنی که شنونده از شنیدن آن بترسد و بگریزد.

        طریق

        (طَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- راه.
        ۲- شیوه، روش.
        ۳- آئین، مسلک.
        ۴- حال، حالت.
        ۵- عادت، خو.
        ۶- پیشه، شغل.

          طرز

          (طَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- شکل، هیئت.
          ۲- سَبک، روش.

            طرف

            (طَ رْ) [ ع. ]
            ۱- (اِ.) چشم، گوشه چشم.
            ۲- نگاه از گوشه چشم.
            ۳- پایان و کناره چیزی.
            ۴- در فارسی به معنی کمربند و بند طلا یا نقره که بر کمر بندند هم گفته شده.

              طرف

              (طُ رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ طرفه ؛ چیزهای تازه و عجیب.

                طرفه

                (طَ فِ) [ ع. طرفه ]
                ۱- (مص ل.) یک چشم به هم زدن.
                ۲- (اِمص.) خونریزی رگ -‌های قرنیه چشم که بر اثر ضربه وارد بر چشم عارض شود.

                  Scroll to Top