اسم

طبال

(طِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مناره بلند ساخته بر کوه.
۲- هر بنای مرتفع.
۳- دیوار بلند.
۴- صومعه.

    طبایع

    (طَ یِ) [ ع. طبائع ] (اِ.) جِ طبیعت ؛ سرشت‌ها، نهادها.

      طبخ

      (طَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) پختن.
      ۲- (اِ.) غذای پخته شده.

        طبرخون

        (طَ بَ) (اِ.)
        ۱- عنّاب، درخت عنّاب.
        ۲- چوبدستی سرخ رنگ که در ق دیم به هنگام جنگ به دست می‌گرفتند.

          طبطاب

          (طَ بْ) [ ع. طبطابه ] (اِ.)نوعی چوگان.

            طبع

            (~.) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- ذات، سرشت.
            ۲- استعداد شعر گفتن داشتن.

              طب

              (طِ بّ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) درمان کردن.
              ۲- (اِ.) معالجه.
              ۳- پزشکی.

                طالبی

                (لِ) [ ع. ] (اِ.) نوعی خربزه پیش رس و شیرین و لطیف که قسمت خوراکی آن زرد یا سبز است.

                  Scroll to Top