اسم

صهیونیسم

(صَ) [ فر. ] (اِ.) جریانی که از اواخر قرن نوزدهم به منظور ایجاد یک میهن یهودی در فلسطین به وجود آمد. نام این مرام از کوه صهیون (آرامگاه داوود نبی) در اورشلیم گرفته شده‌است.

    صوادر

    (صَ دِ) [ ع. ] (اِ.) جِ صادر؛ فرستادگان.

      صندید

      (ص) [ ع. ] (اِ. ص.)
      ۱- مرد بزرگ.
      ۲- دلاور. ج. صنادید.

        صنع

        (صُ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) ساختن، آفریدن.
        ۲- نیکویی کردن.
        ۳- (اِمص.) احسان.
        ۴- آفرینش.

          صنعت

          (صَ عَ) [ ع. صنعه ] (اِ.)
          ۱- فن، پیشه.
          ۲- حیله، چاره.

            صنف

            (ص) [ ع. ] (اِ.) رسته. ج. اصناف.

              صنم

              (صَ نَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- بت.
              ۲- مجازاً: معشوق، زیبارو.

                صنوبر

                (صَ نُ بَ) [ معر. ] (اِ.) درختی است از تیره مخروطیان که همیشه سبز است و جزو درختان زینتی است. برگ‌های متناوب و سوزنی دارد و چوب آن در صنعت خاصه منبت کاری به کار می‌رود.

                  صنوج

                  (صُ) [ ع. ] (اِ.) جِ صنج.
                  ۱- صنج‌ها.
                  ۲- حلقه‌های فرد که در دایره دف نهند.

                    Scroll to Top