اسم

عشق

(عِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- به شدت دوست داشتن.
۲- (اِمص.) شیفتگی، دلدادگی.
۳- لذت، کیف. ؛~ افلاطونی عشقی که با گرایش‌های جنسی همراه نیست.

    عشقه

    (عَ شَ قِ) [ ع. ] (اِ.) گیاهی است بالا – رونده با برگ‌های درشت و ساقه‌های نازک. میوه عشقه دارای اثر مسهلی است ولی خالی از سمیت نیست.

      عشوه

      (عِ وِ) [ ع. عشوه ] (اِ.)
      ۱- کار پوشیده و پنهان.
      ۲- ناز، کرشمه.

        عشا

        (عَ) [ ع. عشاء ] (اِ.) شام، غذای شب.

          عشا

          (عِ) [ ع. عشاء ] (اِ.) اول شب، شامگاه. ؛~ ی ربانی دعا یا نماز ویژه مسیحیان.

            عشاق

            (عُ شّ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ عاشق.۱ – شیفتگان.
            ۲- یکی از دوازده مقام موسیقی ایرانی.

              عزم

              (عَ زْ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.)قصد چیزی کردن، دل بر چیزی نهادن.
              ۲- (اِمص.) اراده، قصد.

                عزی

                (عُ زّا) [ ع. ] (اِ.) یکی از دو بت معروف طایفه قریش (عرب) در عهد جاهلیت و دیگری «لات» نام داشته و اعراب بت پرست آن‌ها را دختران خدا می‌دانستند.

                  Scroll to Top