ضاحک
(حِ) [ ع. ] (اِفا.) خندان، خندنده.
(حِ کَ یا کِ) [ ع. ضاحکه ]
۱- (اِفا.) مؤنث ضاحک.
۲- (اِ.) دندانی که وقت که خندیدن پیدا شود، یکی از چهار دندان که مابین انیاب و اضراس است. ج. ضواحک.
(غِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) افشرنده، فشارنده.
۲- (اِ.) دردی است که صاحبش پندارد که عضو دردمند را میفشرند.